بر اساس مطالعاتی که بنده در این چند سال در مورد صنعت گردشگری داشته ام. چند مورد بارز در این زمینه وجود دارد که توجه به آن برای توسعه گردشگری مناطقی همانند گرمی لازم است:
الف. گردشگری فرایندی است که میان چند عنصر شکل می گیرد. مقصد: مکانی است که در آن نوعی از جاذبه وجود دارد که گردشگر را ترغیب به سفر به آن مکان می کند. 2. جاذبه پدیده ای مادی یا غیر مادی است که انگیزه سفر را در گردشگر ایجاد می کند. 3. گردشگری فردی است که برای رفع نیاز خود اقدام به سفر می کند و اقامت او بیش از چند شبانه روز در مقصد است. 4. آنچه در این فرایند عرضه وتبادل شده و گردشگر برای کسب آن اقدام به پرداخت هزینه می کند تجربه experience است.
ب. گردشگری در مکان روی می دهد. و مکان ها برای کسب گردشگر بیشتر با یکدیگر رقابت می کنند. آنچه در این زمینه بیش از همه در جذب گردشگران نقش بازی می کند عامل منحصر به فرد بودن یا متمایز بودن تجربه ای است که آن مقصد گردشگری ارائه می دهد.
ج. به دلیل اینکه تجارب و جاذبه های موجود در مقاصد تفکیک پذیر بوده و قابل دسته بندی یا Classification هستند. نوع سفری که برای تجربه این جاذبه ها صورت می گیرد نیز تفکیک می شوند. بر همین اساس تجربه درک محیط فرهنگی گردشگری فرهنگی یا تجربه درک معابد یا شهرهای مذهبی گردشگری مذهبی را به وجود می آرود.
د. مساله دیگر در باره جاذبه عرضه شده در مقاصد گردشگری عامل اصالت است. آن تجربه ای که در آن مقصد عرضه می شود چقدر متناسب با ویژگی های محیطی فرهنگی مقصد بوده و جزئی از آن مقصد است.
از آنجا که گردشگری صنعت انگاشته می شود . توقع عام برنامه ریزان ایجاد منابع اقتصادی قابل توجه از این صنعت برای مقاصد است. باید دانست که میزان درآمد ایجاد شده در مقاصد به نوع گردشگری و بازار گردشگران و عوامل دیگری بستگی دارد. آنچه عموما ما از جنبه اقتصادی گردشگری انتظار داریم در نوع خاصی از آن روی میدهد که مثل به گردشگری انبوه mass tourism معروف است.
در گردشگری انبوه به دلیل بالا رفتن مقیاس مصرف جاذبه ها و تجارب درآمد ایجاد شده نیز بیشتر است. گردشگری انبوه توان ایجاد تحولات اقصادی بسیاری را در اقتصاد محلی دارد ولی این نوع از گردشگری منساب هر مکانی و مقصدی نیست. در اینجا پای مبحث ظرفیت تحمل گردشگری یا ظرفیت کشش carrying capacity مقصد یا گردشگری به میان می آید.
گردشگری انبوه به دلیل وارد ساختن مسافران با تعدا زیاد به مقصد مورد نظر فشار خاصی را بر روی زیرساخت ها و نیز کیفیت زندگی جامعه مقصد وارد می سازد. بر این اساس مفهوم دیگری به نام چرخه حیات گردشگری نیز مطرح می شود. اینکه گردشگری در یک محیط شروع شده به نقطه اوج خود در زمان گردشگری انبوه بودن رسیده و به دوران افول خود می رسد. شکلی که در زیر قرار میدهم توضیح این مطلب است:
در نقطه اوج سه حالت روی می دهد یا به رشد خود ادامه می دهد یا رشد به عد ثابتی می رسد و یا مرحله افول فرا می رسد.
بر این اساس درباره توسعه گردشگری شهرستان گرمی چند سوال مطرح می شود. بدون پاسخ دادن به این سوال ها توسعه بی معنی بوده و کورکورانه راه رفتن است:
5.گردشگرانی که حضار به بازدید از جاذبه های گرمی هستند کئام نوع از گردشگران هستند؟ ویژگی های دموگرافیک آنها چیست؟ در کجا ساکن هستند؟ به چیه میزان حاضرند برای دیدار از جاذبه های گرمی هزینه نمایند؟
6. جاذبه های موجود در گرمی تا چقدر متمایز هستند وشباهت کمتری با رقبای خود دارند؟ چقدر این جاذبه ها در مقایسه با جاذبه های مقاصد رقیب رقابت پذیر هستند؟
7. ما چه نوع گردشگری را می خواهیم؟ و فرهنگ و نظام سیاسی و دینی حاکم به جامعه گرمی امکان اقامت کدام نوع از گردشگران را در گرمی می دهد؟
آنگاه که فهمیدیم مثلا گردشگری فرهنگی یا روستایی از مزیت های ما است باید به سوا های زیر هم پاسخ دهیم:
1. ما در کدام نقطه از این نوع از گردشگری هستیم؟ مقصد و هدف بهینه مناسب برای ما کجاست؟ 2. زیرساخت های موجود در شهرستان برای توسعه این نوع از گردشگری در چه مرحله ای قرار دارد؟ و نقطه ایدال برای آن چیست؟
بعد از پاسخگویی به این سوالات ما می توانیم نقشه راه توسعه گردشگری خود را ترسیم نمایم. اینجاست که نقشه یا پلن ما ریز تر خواهد شد. نوعی از زیرساخت را انتخاب خواهد کرد مناسب با مزیت های رقابتی ما خواهد بود؟ در بخشی از بازار گردشگری تبلیغ خواهد نمود که جاذبه مربوط به او در گرمی ما وجود دارد؟ یا باید ایجاد گردد.
در این مسیر نیز اقدام به برند سازی گردشگری خود خواهیم نمود.
همه این نکات برای این بود که نمی توانیم ایده های خود را به صورت رویکردی منفرد در شهرستان ایجاد کنیم. این ها همه ملزومات توسعه گردشگری در هر منطقه ای هستند.
در آن زمان است که تصمیم ایجاد پل معلق در گرمی می تواند منطقی به نظر رسد.
مسئولیت پاسخ دهی به این سوالات سازمان های حاکمیتی شهرستان هستند . زیرا ایجاد نقشه راه توسعه گردشگری یک تصمیم حاکمیتی است. وقتی نقشه راهی ایجاد نمی شود یعنی مدیریت شهرستان یا پاسخی به سوالات ندارد یا رغبتی نسبت به ورود به مسئولیت حاکمیتی خود ندارد.
آذرمغان...
ما را در سایت آذرمغان دنبال میکنید
برچسب: گردشگری,ضروریات,
نویسنده:
بازدید: 60
تاريخ: يکشنبه
9 مهر
1396 ساعت: 17:14